من انقلابی ام

دیپلمات نیستم

جامانده اربعین



اربعین


تا خدمت حسین (ع)

بهانه خوبی است خادم شهدا شدن.

بهانه ای برای رسیدن به مقامی بالاتر : خادمی سیدالشهدا.

خادم الشهدا مقدمه ی خادم سیدالشهدا شدن است.

اگر قدر بدانی.

اگر افق مشخص باشد رفتن راحت تر می شود.

هدف: رسیدن به خادمی سیدالشهدا.

شروع: خادمی شهدا.

راه : ؟؟؟

چه راهی بهتر از یک تجربه ی موفق؟

کسی که در تاریخ موفق شد به مدال خادمی ارباب نایل شود.

کسی که او را همه با عنوان خادم الحسین می شناسند.

روزگاری خادم ابوذر و سرانجام خادم حسین علیه السلام ؛

" جون " ؛ غلام امام ...

همان غلام سیاه امام حسین که زیاد از او شنیدید ...

اویی که عاشورا شناس بزرگ تاریخ - امام زمان - این گونه به او سلام می دهد :

السلام علی جون بن حوی بن حری مولی ابی ذر الغفاری ...

سال بی محرم !!!

به سال بی محرم فکر کردی ؟

به این که بی حسین (ع) از دست می ری؟

به این که روضه رو ازت بگیرن؟

کجا داری بری آروم بگیری؟

این یه قسمته، این یه دعوته، یه شروع خوب واسه رفاقته

 

بغض مقدس

سیر حرکت زائر عاشورا هم همین است؛

اول : لعن

نه یکی، نه دو تا ... صد تا

دوم : سلام

نه یکی، نه دو تا ... صد تا

اول لعن، دوم سلام

صد لعن باید مقدمه ای باشد برای گفتن یک سلام .

باید از اردوگاه یزیدیان جدا شد تا به حریم حسینی، راهی گشوده شود.

محبت امام حسین علیه السلام تنها محبتی است که نمی شود او را دوست داشت، ولی دشمن هایش را نه.

برای درک همین موضوع کلی روضه های جگرسوز گذاشته اند جلوی چشم هات تا معنی لعن را بهتر بفهمی.

روضه یعنی نشان دادن تصویر اصلی دشمنان امام و آثار فجیع آن ها تا راحت تر این بغض مقدس به بار بنشیند.

نیایش

ای بزرگ بخشاینده گناهان بزرگ و ای به هم آورنده و پیوند زننده استخوان های شکسته !

از عظیم گناهانم هلاک کننده هایش را ببخش و از قبیح رازهایم رسوا کننده هایش را بپوش و مرا در گرمای حضور قیامتت از خنک گوارای عفوت بنوش.

خداوندا !

بلند پرده ی زیبای گذشتت را بر چشمان گنهکار خسته ام دریغ مکن.

خدایا !

مُر گناهانم را سایه ی روشن رحمتت بیار و مُر عیوبم را ابر پر بار رأفتت ببار ...

خدای من !

آیا بنده ی فراری جز به سوی مولای خویش بر می گردد و از خشم کیفر بار او جز در کنار او پناه می گیرد ؟

توسل به حضرت علی اصغر(ع)

شانزده ساله بود و از یک خانواده روحانی. اطلاعات مذهبی فراوانی داشت. بچه‌ها او را عارف کوچولو صدا می‌کردند.

در خط سوم، جایی که قبضه‌های خمپاره مستقر بودند. قرار داشتیم. می‌خواستم با او خداحافظی کنم. هر چه دنبالش گشتم نبود، عاقبت کنار رودخانه پیدایش کردم.

نشسته بود با خودش زمزمه‌ای داشت و آهسته گریه می‌کرد. به شوخی گفتم: چیه؟ خلوت کردی، التماس دعا.

گفت: «روضه علی‌اصغر می‌خوانم» پرسیدم: «چرا علی‌اصغر» گفت: من هم مثل علی‌اصغر به شهادت خواهم رسید. بعد اضافه کرد: اگر قول بدهی به کسی نگویی برایت تعریف خواهم کرد.

گفتم: قول می‌دهم، ولی تو را که به خط نمی‌برن، چطور شهید می‌شوی؟ گفت همین‌جا، کنار قبضه‌های خمپاره، سه روز دیگه، من به همراه برادران توکلی و عزیزی به کمک قبضه‌های خمپاره می‌رویم یک ناشناس با ماست. ناگهان گلوله‌ای از آسمان می‌آید، من گلوله را می‌بینم. عزیزی و توکلی از ما جدا می‌شوند و گلوله کنار ما به زمین می‌خورد، ترکش بزرگی گلوی مرا می‌برد، من و آن ناشناس شهید می‌شویم.

و دقیقاً همان شد که گفته بود.             

همرزم #شهید_محمدتقی_غیور_انزله

شمر شناسی

مردی که شانزده بار پای پیاده به حج رفت اما حسین (ع) را کشت.

یکی از افراد مقابل ابا عبدالله الحسین علیه السلام، شمر بن ذی الجوشن است. از فرماندهان سپاه امام علی در جنگ صفین و جانباز امیر المومنین کسی که در میدان جنگ تا شهادت پیش رفت. این چنین کسی حالا در کربلا شمر می شود. با ورودش به کربلا همه چیز عوض می شود. شمر آدم کوچکی نیست اگر نیایش های شمر را برای شما بخوانند و به شما نگویند که این ها مال شمر است شما با آن ها گریه می کردید. حال می کردید، هیچ گاه گفته نمی شود که وقتی شمر دستش را به حلقه خانه خدا می زد چگونه با خدا زمزمه می کرد!


این آقایی که ما صحبتش را می کنیم (شمر) شانزده بار با پای پیاده به سفر حج رفته است. فکر نکنید شمر اهل نماز و روزه نبوده و یا از آن دسته آدم هایی بوده که عرق می خوردند، عربده می کشیدند؛ شمر و بسیاری دیگر که آن طرف ایستاده اند، آدم هایی هستند که پیشانی پینه بسته داشتند. بسیاری از آن ها اهل تهجد بودند.

در کربلا هر روز بیست هزار نفر در فرات غسل می کردند. غسل قربة الی الله که حسین را بکشند و می گفتند: غسل می کنیم تا ثوابش بیشتر باشد.

در ظهر عاشورا وقتی ابا عبدالله علیه السلام برای نماز خواندن، اذان می گفتند فکر نکنید در آن طرف کسی نماز نمی خواند. آن ها هم نماز می خواندند! برخی از این افراد به ابا عبدالله علیه السلام می گویند که نماز شما قبول نیست! و حبیب به آن ها می گوید: « نماز شما قبول است؟! » درگیری می شود .حبیب به شهادت می رسد. حضرت حبیب پیش از نماز ظهر ابا عبدالله به شهادت رسیدند.


ما در کربلا به کلاس شمر شناسی نیاز داریم. یک کلاس به عنوان تحلیل شخصیت شمر. شمری که شانزده بار به مکه رفته، جانباز امیر المومنین بود، کسی که در کنار مولا زخمی شده بود، چه شد که فرمانده جنگ حضرت علی علیه السلام به این جا رسید؟
وبر عکس شمر( حر) که یکدفعه فاصله زمین تا اسمان رو طی کرد.

این هشدار و اندرزی است برای امروز و فردای ما...

چای روضه

حیات خضر نبی گر به لطف آب بقاست
حیات ما اثر چای روضه سقاست...


رویکرد جدید

سلام

یه چند وقتی کلا دور این وبلاگ رو خط کشیده بودم، حضورم تو این وبلاگ کلیشه ای شده بود، میخواستم کار جدیدی به نوبه خودم  انجام بدم و حسابی دنبالش بودم که امروز به نتیجه رسید !

از این به بعد میخوام عکسهایی رو که با دوربین خودم میگیرم چه خوب شده باشه و چه بد، بذارم تو وبلاگ و دوست دارم شما، همه این عکسها رو نقد کنید...

شاید خیلی ها بگن میخوای کار اینستاگرام رو اینجا بکنی ، به نظر شما عیبی داره ؟؟؟




من انقلابی ام
ایستاده بر «پیچ بزرگ تاریخ»
و با انگشت اشاره ای جهان را به «میدان التحریر» تبدیل می کنم
من انقلابی ام
«فرزند روح الله»!
نماز گذار تمام مساجد «پاراچنار»
بی هیچ ترس و دلهره ای
و هر روز نیت می کنم دو رکعت شهادت در میان دو نماز
من انقلابی ام
تنها با اشاره ای
بدون هیچ مذاکره ای
تمام روزهای تقویم را خط می زنم
و به جای آنها می نویسم
«نهم دی»!
من انقلابی ام
دیپلمات نیستم!
و تنها پای میز مذاکره ای مینشینم که «انقلابم» را صادر کند
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan