من انقلابی ام

دیپلمات نیستم

توسل به حضرت علی اصغر(ع)

شانزده ساله بود و از یک خانواده روحانی. اطلاعات مذهبی فراوانی داشت. بچه‌ها او را عارف کوچولو صدا می‌کردند.

در خط سوم، جایی که قبضه‌های خمپاره مستقر بودند. قرار داشتیم. می‌خواستم با او خداحافظی کنم. هر چه دنبالش گشتم نبود، عاقبت کنار رودخانه پیدایش کردم.

نشسته بود با خودش زمزمه‌ای داشت و آهسته گریه می‌کرد. به شوخی گفتم: چیه؟ خلوت کردی، التماس دعا.

گفت: «روضه علی‌اصغر می‌خوانم» پرسیدم: «چرا علی‌اصغر» گفت: من هم مثل علی‌اصغر به شهادت خواهم رسید. بعد اضافه کرد: اگر قول بدهی به کسی نگویی برایت تعریف خواهم کرد.

گفتم: قول می‌دهم، ولی تو را که به خط نمی‌برن، چطور شهید می‌شوی؟ گفت همین‌جا، کنار قبضه‌های خمپاره، سه روز دیگه، من به همراه برادران توکلی و عزیزی به کمک قبضه‌های خمپاره می‌رویم یک ناشناس با ماست. ناگهان گلوله‌ای از آسمان می‌آید، من گلوله را می‌بینم. عزیزی و توکلی از ما جدا می‌شوند و گلوله کنار ما به زمین می‌خورد، ترکش بزرگی گلوی مرا می‌برد، من و آن ناشناس شهید می‌شویم.

و دقیقاً همان شد که گفته بود.             

همرزم #شهید_محمدتقی_غیور_انزله

شمر شناسی

مردی که شانزده بار پای پیاده به حج رفت اما حسین (ع) را کشت.

یکی از افراد مقابل ابا عبدالله الحسین علیه السلام، شمر بن ذی الجوشن است. از فرماندهان سپاه امام علی در جنگ صفین و جانباز امیر المومنین کسی که در میدان جنگ تا شهادت پیش رفت. این چنین کسی حالا در کربلا شمر می شود. با ورودش به کربلا همه چیز عوض می شود. شمر آدم کوچکی نیست اگر نیایش های شمر را برای شما بخوانند و به شما نگویند که این ها مال شمر است شما با آن ها گریه می کردید. حال می کردید، هیچ گاه گفته نمی شود که وقتی شمر دستش را به حلقه خانه خدا می زد چگونه با خدا زمزمه می کرد!


این آقایی که ما صحبتش را می کنیم (شمر) شانزده بار با پای پیاده به سفر حج رفته است. فکر نکنید شمر اهل نماز و روزه نبوده و یا از آن دسته آدم هایی بوده که عرق می خوردند، عربده می کشیدند؛ شمر و بسیاری دیگر که آن طرف ایستاده اند، آدم هایی هستند که پیشانی پینه بسته داشتند. بسیاری از آن ها اهل تهجد بودند.

در کربلا هر روز بیست هزار نفر در فرات غسل می کردند. غسل قربة الی الله که حسین را بکشند و می گفتند: غسل می کنیم تا ثوابش بیشتر باشد.

در ظهر عاشورا وقتی ابا عبدالله علیه السلام برای نماز خواندن، اذان می گفتند فکر نکنید در آن طرف کسی نماز نمی خواند. آن ها هم نماز می خواندند! برخی از این افراد به ابا عبدالله علیه السلام می گویند که نماز شما قبول نیست! و حبیب به آن ها می گوید: « نماز شما قبول است؟! » درگیری می شود .حبیب به شهادت می رسد. حضرت حبیب پیش از نماز ظهر ابا عبدالله به شهادت رسیدند.


ما در کربلا به کلاس شمر شناسی نیاز داریم. یک کلاس به عنوان تحلیل شخصیت شمر. شمری که شانزده بار به مکه رفته، جانباز امیر المومنین بود، کسی که در کنار مولا زخمی شده بود، چه شد که فرمانده جنگ حضرت علی علیه السلام به این جا رسید؟
وبر عکس شمر( حر) که یکدفعه فاصله زمین تا اسمان رو طی کرد.

این هشدار و اندرزی است برای امروز و فردای ما...

چای روضه

حیات خضر نبی گر به لطف آب بقاست
حیات ما اثر چای روضه سقاست...


رویکرد جدید

سلام

یه چند وقتی کلا دور این وبلاگ رو خط کشیده بودم، حضورم تو این وبلاگ کلیشه ای شده بود، میخواستم کار جدیدی به نوبه خودم  انجام بدم و حسابی دنبالش بودم که امروز به نتیجه رسید !

از این به بعد میخوام عکسهایی رو که با دوربین خودم میگیرم چه خوب شده باشه و چه بد، بذارم تو وبلاگ و دوست دارم شما، همه این عکسها رو نقد کنید...

شاید خیلی ها بگن میخوای کار اینستاگرام رو اینجا بکنی ، به نظر شما عیبی داره ؟؟؟




گدای تو ام یا ثامن الحجج ...


باید قلبم برای تو حرم باشد ...



سلام ...
خیلی خوبه که دهه محرم دل مشغولی ما ارباب باشه و بس، به همین دلیل این دهه با فضای مجازی خداحافظی میکنم ...
التماس دعا


یه سال دیگه اضافه شد


دانلود با ذکر صلوات

لتُرابِ مَقدَمِکَ الفِدا دل و جان عاشق ما علی

کربلا تو کی میبینم ؟

نرسد اگر به على کسى، به کجا رود؟ به کجا رسد؟

 

نرسد اگر به على کسى، به کجا رود؟ به کجا رسد؟
به خدا قسم که اگر کسى، به على رسد، به خدا رسد
سوى انبیا، سوى اولیا، ز طریق حب و ولا بیا
که به جایى ار برسد کسى، ز طریق حب و ولا رسد
ز خودى برون ننهاده پا، نرسیده است به هیچ جا
چو کسى ز راه دگر سزد، سر او به عرش علا رسد
ز ره طلب به ولى برس، ز ره ولى به على برس
که به خضر تا نرسد کسى، نتوان به آب بقا رسد
ز در على به در دگر، منه پا، که مى ‏ندهد ثمر
نرسد کسى به على اگر، به هدر رود، به هبا رسد
در کس به غیر على مزن، ره کس به جز ره او متن
که ازین در و ره اگر کسى، برسد به نور هدى رسد
نبود چو غیر على کسى، ز درش به عرش علا رسى
که به اوج عزت اگر کسى، برسد به فرّ هما رسد
نه به کعبه رو نه به دیر رو، نه به فکر رو نه به سیر رو
ز منیّت ار گذرد کسى، ز ره على به منا رسد
به مروت ار بنهى قدم، تو به مروه یى، به خدا قسم!
به ره على ز صفا قدم، نهد ار کسى، به صفا رسد
به على اگر تو یکى شوى، ز دنس رهى و زکى شوى
به جز این اگر ملکى شود، ملکیتت به خطا رسد
تو شنیده‏ اى به بقا اگر ز طریق فقر و فنا رسى
ز على رسد چو کسى اگر به طریق فقر و فنا رسد
چو کسى مزکىّ و متقى، شود از طریق على شود
ز طریق بندگى على، کسى ار رسد، به تقى رسد
نه همى ز «ناد علىِ» او، شود آبگینه «سینجلى»
ملکوت هم پى صیقلى ز غبار او به جلا رسد
نرسد اگر که ز لافتى، به ثبوت نفى تو زاهدا
نه ز «لم» رسد، نه ز «لو» رسد، نه ز «ما» رسد، نه ز «لا» رسد
به مریض دل نرسد شفا، ز دواى بوعلى از خدا
مگر از محبت مرتضى، مرض دلى به شفا رسد
من «کبریایى» خسته را، بده ساقیا ز مى‏ ولا
ز شراب حب على مگر همه درد من به دوا رسد
 
مفتون همدانی

 

من انقلابی ام
ایستاده بر «پیچ بزرگ تاریخ»
و با انگشت اشاره ای جهان را به «میدان التحریر» تبدیل می کنم
من انقلابی ام
«فرزند روح الله»!
نماز گذار تمام مساجد «پاراچنار»
بی هیچ ترس و دلهره ای
و هر روز نیت می کنم دو رکعت شهادت در میان دو نماز
من انقلابی ام
تنها با اشاره ای
بدون هیچ مذاکره ای
تمام روزهای تقویم را خط می زنم
و به جای آنها می نویسم
«نهم دی»!
من انقلابی ام
دیپلمات نیستم!
و تنها پای میز مذاکره ای مینشینم که «انقلابم» را صادر کند
نویسندگان
Designed By Erfan Powered by Bayan